close
تبلیغات در اینترنت
وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين
loading...

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

باسمه تعالي ابن تيميه و تكفير مسلمين و قتل آنانخطرناكترين چيزي كه ابن تيميه بنيانگزار فكري وهابيت در آغاز دعوت خويش مطرح ساخت و افكار عمومي را متشنج و عقائد مردم را جريحه دار كرد، متهم ساختن مسلمان به كفر و شرك بود.او رسماً اعلام كرد: هر كس كنار قبر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم)…

وهّابيّت از منظر عقل و شرع (4) وهابيت و تكفير مسلمين

m.ali_qasemi بازدید : 12 چهارشنبه 01 دي 1395 نظرات ()
باسمه تعالي






ابن تيميه و تكفير مسلمين و قتل آنان



خطرناكترين چيزي كه ابن تيميه بنيانگزار فكري وهابيت در آغاز دعوت خويش مطرح ساخت و افكار عمومي را متشنج و عقائد مردم را جريحه دار كرد، متهم ساختن مسلمان به كفر و شرك بود.



او رسماً اعلام كرد: هر كس كنار قبر پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) يا يكي از افراد صالح بيايد و از آنان حاجت بخواهد مشرك است، پس واجب است چنين شخصي را وادار به توبه كنند، و اگر توبه نكرد، بايد كشته شود.



«من يأتي إلي قبر نبيّ أو صالح، ويسأله حاجته ويستنجده... فهذا شرك صريح ، يجب أن يُستتابَ صاحبُه ، فإن تاب، وإلاّ قُتِل»(1).







محمّد بن عبد الوهّاب و تكفير مسلمين و جهاد با آنان



محمّد بن عبد الوهّاب مجدّد ناشر افكار ابن تيميّه مي گويد: 



«وإنّ قصدهم الملائكة والأنبياء والأولياء يريدون شفاعتهم والتقرّب إلي اللّه بذلك، هو الذي أحلّ دماءهم وأموالهم»(2).



(همانا هدف آنان وسيله تقرّب به خداوند و شفيع قرار دادن پيامبران، و صالحان است، به همين جهت خونشان حلال و قتلشان جايز است).







شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت



أحمد زيني دحلان مفتي مكّه مكرّمه مي نويسد: «كان محمّد بن عبد الوهّاب إذا اتّبعه أحد وكان قد حجّ حجّة الإسلام، يقول له: حجّ ثانياً! فإنّ حجّتك الأولي فعلتها وأنت مشرك، فلا تقبل، ولا تسقط عنك الفرض.



وإذا أراد أحد الدخول في دينه، يقول له بعد الشهادتين: اشهد علي نفسك إنّك كنت كافراً، وعلي والديك أنّهما ماتا كافرين، وعلي فلان وفلان، ويسمّي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنّهم كانوا كفّاراً، فإن شهد قبله، وإلاّ قتله، وكان يصرّح بتكفير الأمّة منذ ستّمائة سنة، ويكفّر من لا يتّبعه، ويسمّيهم المشركين، ويستحلّ دماءهم وأموالهم»(3).



اگر چنانچه كسي به مذهب وهّابيّت در مي آمد و قبلاً حج واجب انجام داده بود «محمّد بن عبد الوهّاب» به وي مي گفت: بايد دوباره به زيارت خانه خدا بروي چون حج گذشته تو در حال شرك صورت گرفته است.



و به كسي كه مي خواست وارد كيش وهّابيّت بشود مي گفت: پس از شهادتين بايد گواهي دهي كه در گذشته كافر بوده اي و پدر و مادر تو نيز در حال كفر از دنيا رفته اند، و همچنين بايد گواهي دهي كه علماء بزرگ گذشته كافر مرده اند.



اگر چنانچه گواهي نمي داد وي را مي كشتند. آري او بر اين باور بود كه تمام مسلمانان در طول 12 قرن گذشته كافر بوده اند، و هركسي را كه از مكتب وهّابيّت پيروي نمي كرد او را مشرك دانسته و خون و مال او را مباح مي كرد.







فتوي ابن جبرين در كفر شيعه



ابن جبرين كه يكي از مفتيان بزرگ سعودي است سؤال شده كه آيا به فقراي شيعه مي شود زكات داد؟



پاسخ داده طبق نظر علماء اسلامي به كافر نمي شود زكات داد و شيعيان بدون شك به چهار دليل كافر هستند:



1 - آنان نسبت به قرآن طعنه زده و بدگويي مي كنند و معتقد به تحريف قرآن هستند و مي گويند كه دو سوم قرآن حذف شده و هركس به قرآن طعنه زند كافر هست و منكر آيه شريفه «وإنا له لحافظون» مي باشد.



2 - به سنت پيامبر و احاديث صحيح بخاري و مسلم نيز طعنه مي زنند و به احاديثي كه در اين دوكتاب آمده عمل نمي كنند چون بر اين عقيده هستند كه روايات اين كتاب ها از صحابه نقل شده و صحابه را كافر مي شمارند. و معتقد هستند كه پس از پيامبر گرامي همه صحابه جز علي و فرزندان او وتعداد اندكي مانند سلمان و عمار همه كافر و مرتد شدند. 



3 - شيعيان اهل سنت را كافر دانسته و با آنان نماز نمي خوانند و اگر پشت سر اهل سنت نماز بخوانند آن نماز را اعاده مي كنند بلكه آنان معتقد به نجاست اهل سنت هستند و اگر با يكي از اهل سنت مصافحه كنند، دست خود را آب مي كشند.



4 - شيعيان نسبت به علي و فرزندان او غلوّ كرده و آنان را به صفاتي كه ويژه خداوند است توصيف مي كنند و همانند خداوند آنان را صدا مي كنند.



تا آن جا كه گفته: «من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها حيث أعطاها من يستعين بها علي الكفر ، وحرب السنّة»



اگر كسي به شيعيان زكات بدهد قبول نيست زيرا او با اين كار خود به كسي كمك كرده كه كفر را تقويت مي كند و با سنت پيامبر در حال جنگ است(4).







اعلام رسمي جهاد بر ضدّ شيعة



از شيخ عبد الرحمان براك از مفتيان سعودي استفتا شده: «هل يمكن أن يكون هناك جهاد بين فئتين من المسلمين (أي: السنة مقابل الشيعة؟».



آيا امكان جهاد ميان اهل سنت و شيعه وجود دارد؟



وي پاسخ داده: «... إن كان لأهل السنة دولة وقوة وأظهر الشيعة بدعهم ، وشركهم ، واعتقاداتهم ، فإن علي أهل السنة أن يجاهدوهم بالقتال...(5).



اگر اهل سنت داراي دولت مقتدي باشند و شيعه برنامه شرك آميز خود را اظهار نمايند (مانند اعتقاد به وصايت علي (عليه السلام) بعد از پيامبر گرامي و مراسم عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) و توسل به امير المؤمنين و حسين (عليهما السلام)). در اين صورت بر اهل سنت واجب است كه عليه شيعه اعلام جهاد نموده و آنان را به قتل برساند.







فتواي هيأت عالي افتاي سعودي بر كفر شيعه



هيأت عالي افتاي سعودي در پاسخ به سؤالي پيرامون شيعه نوشته است:



«إنّ كان الأمر كما ذكر السائل من أن الجماعة الذين لديه من الجعفرية يدعون عليا والحسن والحسين وسادتهم فهم مشركون مرتدون عن الإسلام»(6).



همان گونه كه در سؤال آمده است، آنان كه «ياعلي، ياحسين» مي گويند مشرك، و از ملّت اسلام خارج مي باشند.



و اين فتوي به امضاء چهار تن از اعضاي هيأت عالي سعودي به شرح ذيل رسيده است:



رئيس هيأت: عبد العزيز بن عبد اللّه بن باز.



اعضاي هيأت: عبد الرزاق عفيفي، عبد اللّه بن غَدَيان و عبد اللّه بن قعود.



فتواي زرقاوي بر جهاد بر ضد شيعه



زرقاوي رهبر وهابيون عراقي طي اطلاعيه اي كه از طريق اينترنت منتشر گرديد اعلام كرد: مخالفان (شيعيان): افعي ها و دشمنان در كمين نشسته و عقرب هاي حيله گر هستند، ما اكنون به جنگ با دشمن كافر و جنگ دشوار با دشمن حيله گري كه لباس دوست بر تن كرده و به همدلي دعوت مي كند، وليكن شرور است و ارث اختلاف دروني را به ميراث برده، مي پردازيم.



يك ناظر جستجوگر درك مي كند كه شيعيان خطري آشكار و حقيقي هستند. پيام تاريخ كه واقعيت نيز آن را تصديق نموده، اين امر را روشن ساخته كه تشيع، ديني جدا از اسلام است و با يهود تحت شعار اهل كتاب و مسيحيان ملاقات مي كنند، شرك نمايان شيعيان تا جايي است كه قبرها را مي پرستند و در اطراف قبور ائمه طواف مي كنند، به حدي رسيده اند كه ياران پيامبر را كافر مي دانند و به مادر مؤمنان و صالحان اين امت دشنام مي دهند و قرآن كريم را جعل مي كنند.



و در كتب شيعيان كه تاكنون در حال انتشار است به نزول وحي براي آن گروه ادعا شده است و اين يكي از تصاوير كفر و كفرشناسي است.



كساني كه گمان مي كنند شيعيان مي توانند ميراث تاريخي و كينه سياه خود را فراموش كنند، در توهم به سر مي برند و اين همانند آن است كه اين افراد، (متوهمان) از مسيحيان بخواهند صليب كشيدن مسيح را فراموش كنند. آيا يك عاقل چنين كاري مي كند؟



اين قوم علاوه بر كفر خود، براي افزايش بحران حكومت و موازين نيرو در دولت، از مكر و حيله سياسي استفاده و تلاش مي كنند براي تثبيت شرايط محيطي جديد خود، با استفاده از پلاكاردهاي سياسي و سازمان هاي خود با هم پيمانانشان همكاري كنند.



اين قوم خيانتكار در طول تاريخ، اهل تسنن را به مبارزه مي طلبيده و در هنگام سقوط رژيم صدام، شعار «انتقام از تكريت تا انبار» را سر مي داد كه اين مسأله خود بر ميزان كينه آنها نسبت به اهل تسنن دلالت مي كند(7).







نتيجه شوم تكفير و اعلام جهاد



محمد بن عبد الوهاب با اعلام جهاد عليه مسلمين به اتهام كفر و شرك و بدعت، اعراب باديه نشين را بر انگيخت و به كمك ابن سعود لشكري فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاي مسلمان نشين، مردم را به خاك و خون كشيد و اموال آنان را به عنوان غنائم جنگي غارت نمود(8).



1 - قتل و غارت وهابيون در منطقه نجد







الف: كشتار مسلمانان و قطع نخلها و غارت مغازه ها: 



ابن بشر عثمان بن عبد اللّه، مؤرخ آل سعود در رابطه با آغاز دعوت وهابيت در منطقه نجد و كشت و كشتار مردم بي گناه به اتهام شرك مي نويسد: عبد العزيز همراه با عده اي به قصد جهاد با اهل سرزمين ثادق حركت كرد، و آنان را به محاصره در آورد و بخشي از نخلستان هاي آنان را قطع كرد و تعدادي هم از مردان آنان را به قتل رساند(9).



سپس عبد العزيز به قصد جهاد به سمت خُرج حركت كرد و در منطقه «دُلَم» هشت نفر از مردان را به قتل رساند و مغازه ها را كه مملو از اموال بود، غارت نمود و آنگاه به سرزمين «نَعْجان» و «ثَرْمَدا» و «دُلَم» و «خُرْج» رفت و عدّه اي را كشت و شتران بسياري به غنيمت گرفت.







ب: به آتش كشيدن محصولات زراعي: 



تا آن جا كه مي گويد: عبد العزيز به قصد جهاد وارد منفوحه شد و محصولات زراعي آنان به آتش كشيد و بخش عظيمي از جواهرات و گوسفند و شتران را به غنيمت گرفت و تعدا ده نفر را نيز به قتل رساند(10). 







ج: باعث سقط زنان حامله: 



لشكر عبد العزيز شبانگاه وارد منطقه حَرْمه شدند و پس از طلوع فجر به دستور عبد اللّه پسر عبد العزيز تير اندازان بصورت دسته جمعي به طرف شهر تيراندازي و صداي مهيب تيرها شهر را به لرزه درآورد به گونه اي كه بعضي از زنان حامله، سقط كردند و مردم به وحشت افتاده و شهر به محاصره در آمد و مردم نه توان مقاومت و نه امكان فرار از شهر را داشتند(11). 







د: كشته شدن مردم رياض در اثر گرسنگي و تشنگي:



ابن بشر در رابطه با حمله وهابيت به رياض مي نويسد:



«ففرّ أهل الرياض في ساقته الرجال والنساء والأطفال لا يلوي أحد علي أحد ، هربوا علي وجوههم إلي البرية في السهباء قاصدين الخروج وذلك في فصل الصيف ، فهلك منهم خلق كثير جوعا وعطشاً». 



اهل رياض با شنيدن حمله لشكر وهابيت ازترس و وحشت، همه مردان وزنان و كودكان پا به فرار گذاشتند، از آنجايي كه اين حمله در فصل تابستان بود، جمعيت زيادي در اثر گرسنگي و تشنگي جان سپردند.



هـ: كشتار فراريان: 



وقتي عبد العزيز وارد رياض شد ديد در شهر جز اندكي كسي نمانده و و فراريان را دنبال كرد و عدّه اي را كشت و اموالي را كه با خود داشتند به غنيمت گرفت.



و آن گاه در شهر رياض تمام اموال مردم و خانه ها و نخلستانهاي آنان را به تصرف در آوردند.



«فلمّا دخل عبد العزيز الرياض وجدها خالية من أهلها إلاّ قليلاً فساروا في أثرهم يقتلون ويغنمون. ثمّ إنّ عبد العزيز جعل في البيوت ضبّاطاً يحفظون ما فيها . وحاز جميع ما في البلد من الأموال والسلاح والطعام والأمتاع وغير ذلك وملك بيوتها ونخيلها إلا قليلاً» (12). 







چند سؤال ؟



اين كشت و كشتار مردم بي دفاع نمونه اي از جنايات وهابيت بود كه توسط يك مورخ سعودي بيان گرديد و اينك چند سؤال از طرفداران وهابيت مطرح است.



بر فرض اين كه ساكنان اين مناطق كه مورد حمله و هجوم وهابيون قرار گرفت همگي مشرك بودند، آيا رهبران وهابي قبل از حمله و قتل و غارت، آنان را به طرف اسلام و ايمان دعوت كردند و آنان نپذيرفتند و به دنبال آن، حمله و قتل و غارت را آغاز كردند و يا بدون هيچ اطلاعي، شبانگاه مردم بي دفاع را به رگبار گلوله بستند و زنان حامله از ترس جنين خود را سقط كردند.



آيا دعوت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) از مشركان اين چنين بود؟



آيا آتش زدن مزارع، نابودي نخلستانها و به دنبال كردن فراريان كه در ميان آنان زنان و كودكان بود با كداميك از موازين اسلام مطابقت دارد؟



آيا رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) يك مورد اين چنين برخوردي با مشركان و حتي يهوديان داشته اند؟



مگر پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) پس از فتح مكه كه برخي شعار مي دادند «اليوم يوم الملحمة» امروز، روز انتقام است، نفرمود؟ «اليوم يوم المرحمة»(13) امروز، روز نمايش رحمت ورأفت اسلامي است، 



و نسبت به كساني هشت سال تمام با حضرت جنگيده بودند با جمله: «اذهبوا فأنتم الطلقاء»(14)، همه را از هرگونه انتقام و مجازات معاف نداشت؟



آيا به آتش كشيدن مزارع و قتل زنان و كودكان فراري از نظر عرف مردم و قوانين بين المللي قابل توجيه است؟(15)



2 - كشتار بي رحمانه شيعيان در كربلا



كشتار وهّابيان در عتبات عاليات به راستي صفحه تاريخ را سياه كرده و لكّه ننگ هميشگي بر پيشاني وهّابيان زده است.



«صلاح الدين مختار» كه خود وهّابي است مي نويسد: در سال 1216 امير سعود با لشگر انبوهي از مردم نجد و عشاير جنوب و حجاز و ديگر نقاط، به قصد عراق حركت كرد، در ماه ذي قعده به كربلا رسيد و تمام برج و باروي شهر را خراب كرد، و بيشتر مردم را كه در كوچه و بازار بودند به قتل رساند، نزديك ظهر با اموال و غنايم فراوان از شهر خارج شد. آنگاه خمس اموال غارت شده را خود سعود برداشت و بقيّه را به نسبت هر پياده يك سهم و هر سواره دو سهم بين لشگريان تقسيم نمود(16).



شيخ عثمان نجدي از مورّخان وهّابي مي نويسد: وهّابيان به صورت غافلگيرانه وارد كربلا شدند و بسياري از اهل آنجا را در كوچه و بازار و خانه ها كشتند، روي قبر حسين(عليه السلام) را خراب كردند، و آنچه در داخل قبّه بود به چپاول بردند، و هرچه در شهر از اموال، اسلحه، لباس، فرش، طلا، وقرآنهاي نفيس يافتند ربودند، نزديك ظهر از شهر خارج شدند در حالي كه قريب به دو هزار نفر از اهالي كربلا را كشته بودند(17).



برخي مي نويسند كه وهّابيان در يك شب، بيست هزار نفر را به قتل رساندند(18).



ميرزا ابو طالب اصفهاني در سفرنامه خود مي نويسد: هنگام برگشت از لندن و عبور از كربلا و نجف ديدم كه قريب بيست و پنج هزار نفر وهّابي وارد كربلا شدند وصداي «اقتلوا المشركين واذبحوا الكافرين» (مشركان را بكشيد و كافران را ذبح كنيد)، سر مي دادند، بيش از پنج هزار نفر را كشتند و زخميها حساب نداشت، صحن مقدس امام حسين (عليه السلام)از لاشه مقتولين پر، و خون از بدنهاي سر بريده شده روان بود.



بعد از يازده ماه مجدّداً به كربلا رفتم ديدم كه مردم آن حادثه دلخراش را نقل و گريه مي كنند به طوري كه از شنيدن آن، موها بر اندام راست مي شد(19).



وهّابيان بعد از كشتار بي رحمانه اهل كربلا و هتك حرمت حرم حسيني (عليه السلام)با همان لشگر راهي نجف اشرف شدند، ولي مردم نجف بخاطر آگاهي از جريان قتل و غارت كربلا و آمادگي دفاعي به مقابله برخواستند و حتي زنها از منزلها بيرون آمده و مردان خود را تشجيع و تحريك به دفاع مي كردند تا اسير قتل و چپاول وهّابيان نشوند.



و در سال 1215 نيز گروهي براي انهدام مرقد مطهر حضرت امير (عليه السلام)عازم نجف اشرف شدند كه در مسير با عدّه اي از اعراب در گير شده و شكست خوردند(20).



در مدّت نزديك به ده سال چندين بار حملات شديدي به شهر كربلا و نجف انجام دادند(21).







3 - قتل عام مردم طائف



شايد بعضي تصوّر كنند كه وهّابيان فقط بلاد شيعه نشين را مورد تاخت و تاز قرار داده اند، ولي با نگاهي به عملكرد سياه آنان در حجاز و شام روشن خواهد شد كه حتي مناطق سني نشين نيز از حملات وحشيانه آنان در امان نبود.



«جميل صدقي زهاوي» در حمله وهّابيان به طائف مي نويسد: از زشت ترين كارهاي وهّابيان در سال 1217، قتل عام مردم طائف است كه بر صغير و كبير رحم نكردند، طفل شير خوار را بر روي سينه مادرش سر بريدند، جمعي را كه مشغول فرا گرفتن قرآن بودند كشتند و حتي گروهي را كه در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند، و كتابها كه در ميان آنها تعدادي قرآن و نسخه هايي از صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب حديث و فقه نيز بود در كوچه و بازار افكنده و آنها را پايمال كردند(22).



وهّابيان پس از قتل عام مردم طائف طي نامه اي علماي مكّه را به آيين خود دعوت كردند، آنان در كنار كعبه گرد آمدند تا به نامه وهّابيان پاسخ گويند كه ناگهان جمعي از ستمديدگان طائف داخل مسجد الحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بيان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند چندان گويي كه قيامت بر پا شده است.



آنگاه علماء و مفتيان مذاهب اربعه اهل سنّت كه از مكّه مكرّمه، و ساير بلاد اسلامي براي اداي مناسك حج آمده بودند به كفر وهّابيان حكم كردند، و برامير مكّه واجب دانستند تا به مقابله با آنان بشتابد، و فتوا دادند كه بر مسلمانان واجب است تا در اين جهاد شركت نمايند، و در صورت كشته شدن شهيد خواهند بود(23).







4 - كشتار عمومي علماء اهل سنّت



دريادار سرتيپ «ايّوب صبري» سرپرست مدرسه عالي نيروي دريايي در دولت عثماني مي نويسد: «عبد العزيز بن سعود» كه تحت تأثير سخنان «محمّد بن عبد الوهّاب» قرار گرفته بود در اوّلين سخنراني خود در حضور شيوخ قبايل گفت: ما بايد همه شهرها و آباديها را به تصرّف خود در آوريم و احكام و عقايد خود را به آنان بياموزيم ... براي تحقّق بخشيدن به اين آرزو ناگزير هستيم كه عالمان اهل سنّت را كه مدعي پيروي از سنّت سنيّه نبويّه و شريعت شريفه محمّديّه هستند از روي زمين برداريم.



و به عبارت ديگر، مشركاني كه خود را به عنوان علماي اهل سنّت قلمداد مي كنند از دم شمشير بگذرانيم به ويژه علماي سرشناس و مورد توجّه را، زيرا تا اينها زنده هستند هم كيشان ما روي خوشي نخواهند ديد، از اين رهگذر بايد نخست كساني را كه به عنوان عالم خودنمايي مي كنند ريشه كن نمود سپس بغداد را تصرّف كرد(24).



در جاي ديگري مي نويسد: «سعود بن عبد العزيز» در سال 1218 به هنگام تسلّط بر مكّه مكرّمه، بسياري از دانشمندان اهل سنّت را بي دليل به شهادت رساند، و بسياري از اعيان و اشراف رابدون هيچ اتّهامي به دار آويخت، و هر كس را كه در اعتقادات مذهبي ثبات قدم نشان مي داد به انواع شكنجه ها تهديد كرد، و آنگاه منادياني فرستاد كه در كوچه و بازار بانگ زدند: «ادخلوا في دين سعود، وتظلّوا بظلّه الممدود» هان اي مردمان! به دين سعود داخل شويد ودر زير سايه گسترده اش مأوا گزينيد!(25).







5 - خطبه كفر آميز سعود در مدينه منوّره



«سعود بن عبد العزيز» پس از تصرّف مدينه منوّره همه اهالي مدينه را در مسجد النبي گرد آورد، و درهاي مسجد را بست، و اينگونه سخن آغاز نمود:



هان اي مردم مدينه! بر اساس آيه شريفه «اليوم أكملت لكم دينكم» دين و آيين شما امروز به كمال رسيد، به نعمت اسلام مشرف شديد، حضرت احديّت از شما راضي و خشنود گرديد، ديگر اديان باطله نياكان خود را رها كنيد و هر گز از آنها به نيكي ياد نكنيد، از درود و رحمت فرستادن بر آنها به شدّت پرهيز نماييد، زيرا همه آنها به آيين شرك در گذشته اند(26).







6 - انهدام ميراث فرهنگي 



حفظ تاريخ گذشتگان و صيانت از ميراث فرهنگي نياكان نشانگر تمدّن يك جامعه به شمار مي رود، كه براي پاسداري از آنها ادارات ويژه تأسيس نموده و كارشناسان ماهر تربيت مي كنند، و در اين عرصه اجازه نمي دهند كه حتي يك سفال و يا كتيبه كوچك سنگي از بين برود.



شكّي نيست كه تمدّن اسلامي تنها تمدّن پيشتاز عصر خويش بود كه مسلمانان در پرتو تعاليم آسماني خويش آن را پي ريزي نمودند.



شكوفايي اين تمدّن در قرن چهارم و پنجم هجري به اوج خود رسيد و به شهادت محقّقان غربي نفوذ اين تمدن از طريق آندلس و جنگهاي صليبي به اروپا يكي از مهمترين علل شكوفايي و رنسانس غرب در قرون اخير به شمار مي رود.



آثار و ابنيه مربوط به شخص پيامبر و ياران باوفاي او جزئي از ميراث عمومي اين تمدّن بزرگ بوده و حفظ و صيانت از آنها نشانه تقدير از بنيانگذاران اين فرهنگ و تمدّن به شمار مي رود.



و از طرفي اقدام به تخريب و نابودي اين آثار، نشانه انحطاط فكري و بي توجهي به سازندگان و بنيانگذاران تاريخ و تمدّن مي باشد، كه در اثر مرور زمان واقعيّتهاي تاريخي و اصالتهاي ديني به دست فراموشي سپرده مي شود، و از همه مهمتر، عامل ركود انگيزه هاي فكري و نابودي استعدادهاي درخشان در جامعه بشري مي گردد.



با مراجعه به قرآن كريم روشن مي شود كه امّتهاي پيشين به حفاظت و صيانت از آثار پيامبران خود اهتمام، و به آن تبرّك مي جستند، همانند صندوقي كه در آن مواريث خاندان موسي و هارون قرار داشت كه آن را در نبردها حمل مي كردند تا از طريق تبرّك به آن بر دشمن پيروز گردند.



(وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُم إنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أنْ يَأتِيَكُمُ التّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمّا تَرَكَ آل مُوسي وَهارُون)(27)، «و پيامبرشان بايشان گفت: در حقيقت نشانه پادشاهي او اين است كه آن صندوق ]عهد[ كه در آن آرامش خاطري از جانب پروردگارتان، و بازمانده اي از آنچه خاندان موسي و خاندان هارون ]در آن[ بر جاي نهاده اند در حالي كه فرشتگان آن را حمل مي كنند به سوي شما خواهد آمد».



«جلال الدين سيوطي» نقل مي كند: وقتي كه رسول اكرم آيه شريفه (فِي بُيُوت أذِنَ اللّهُ أنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَر فِيهَا اسْمُهُ)(28) را در مسجد تلاوت نمود، فردي برخاست وپرسيد: مقصود از اين خانه ها چيست؟



پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) فرمود: خانه هاي پيامبران. در اين موقع ابوبكر برخاست و به خانه علي و زهرا اشاره كرده و گفت: اي پيامبر خدا! اين خانه از همين خانه هاست كه خدا رخصت بر رفعت و منزلت آنان داده است؟ حضرت فرمود: آري از برترين آنها است(29).



و اين قضيه نشان مي دهد كه خانه هاي پيامبران وصالحان از اعتبار و جايگاه خاصي برخوردار است، و پيدا است كه اين منزلت ارتباط به جنبه مادّي و خشت و گل و آجر آنها ندارد، بلكه اين ارزش به خاطر انسانهاي والايي است كه در آنجا سكونت گزيده اند.



سير و سياحت در كشورهايي كه قبور انبياء و فرزندان آنان در آنجا قرار دارد نشان مي دهد كه پيروان پيامبران نسبت به حفظ قبور آنان و ساختن بناهاي مجلّل بر روي آنها اهتمام خاصّي ميورزيده اند، و سپاه اسلام نيز هنگام فتح شامات دست به تخريب قبور پيامبران نزدند، بلكه خادمان آنها را كه حفاظت از آن را بعهده داشتند ابقا كردند.



و اين بناها تا امروز محفوظ مانده و براي مسلمانان بلكه براي تمام موحّدان جهان جاذبه خاصّي دارد.



اگر ساختن بنا بر قبور انبياء و اولياء نشانه شرك بود، جا داشت تا فاتحان منصوب از سوي خلفاء به تخريب و نابودي آن ابنيه مي پرداختند.



بررسي كتب تاريخي و سفرنامه ها گواه وجود صدها آرامگاه و مرقد با شكوه در سرزمين وحي و كشورهاي اسلامي است.



مسعودي (متوفّاي 345) مورّخ معروف، مشخّصات كامل قبور ائمّه بقيع و اهل بيت(عليهم السلام) را بيان نموده است(30)، و «ابن جبير» آندلسي جهانگرد معروف اواخر قرن ششم كه مشرق زمين را سه بار زير پا نهاده است، در سفر نامه خود در باره مشاهد انبياء و صالحان و ائمّه اهل بيت را در مصر، مكه، مدينه، عراق، و شام به تفصيل سخن گفته و ويژگيهاي روضه ائمّه بقيع و خصوصيّات ضريح آنها را بيان نموده است(31).







7 - تخريب آثار بزرگان در مكه



وهّابيون در سال 1218 پس از مسلط شدن بر مكّه تمام آثار بزرگان دين را تخريب نمودند.



آنان در «مُعَلّي» قبّه زادگاه پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) را، و همچنين قبّه زادگاه علي بن أبي طالب (عليه السلام)، و حضرت خديجه، و حتي ابوبكر را ويران و باخاك يكسان كردند.



آثار باستاني كه در اطراف خانه خدا و بر روي زمزم بود تخريب كرده و در تمام مناطقي كه مسلط مي شدند آثار صالحين را نابود مي كردند، و هنگام تخريب طبل مي زدند و به رقص و آواز خواني مي پرداختند(32).



بلكه اينان شقاوت را به جايي رساندند كه خانه حضرت خديجه را كه مدّتي مهبط وحي الهي بود خراب كرده و به توالت تبديل كردند(33).



زادگاه رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) را ويران ساخته وبه محل خريد وفروش حيوانات در آمد كه با تلاش افراد صالح و خيّر، از چنگال وهّابيها در آمد و به كتابخانه مبدّل گرديد(34).



رفاعي بعد از اين قضيّه مي نويسد: فصرتم يرمون المكان بعيون الشرّ والتهديد والانتقام، وتتربّصون به الدوائر وطالبتم صراحة بهدمه واستعديتم السلطة وحرضّتموها علي ذلك بعد اتّخاذ قرار بذلك من هيئة كبار علمائكم قبل سنوات قليلة (وعندي شريط صريح بذلك) غير أنّ خادم الحرمين الشريفين الملك فهد العاقل الحكيم العارف بالعواقب تجاهل طلبكم وجمّده.



فيا سوء الأدب وقلّة الوفاء لهذا النبيّ الكريم الذي أخرجنا اللّه به وإيّاكم والأجداد من الظلمات إلي النور! ويا قلّة الحياء منه يوم الورود علي حوضه الشريف! ويا بؤس وشقاء فرقة تكره نبيّها سواء بالقول أو بالعمل وتحقّره وتسعي لمحو آثاره!(35)



(شما وهّابيان در اين سالهاي اخير تصميم گرفتيد نيّات شوم خود را از طريق تهديد و انتقام پياده كنيد، تمام تلاش خود را جهت نابودي محل ولادت رسول گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم)به كار بستيد، حتّي از شخصيّتها و علماء بزرگ سعودي مجوّز ويران كردن آن مكان مقدس را گرفتيد، ولي ملك فهد، عواقب شوم آن را ملاحظه كرد و شما را از اين كار ننگين باز داشت.



اين چه كار بي ادبانه اي است كه از شما سر مي زند؟!



اين چه بي وفايي است از شما به رسول گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم)! كه خداوند به وسيله آن حضرت، ما و شما و اجداد ما را از تاريكيهاي شرك و بد بختي به سوي نور اسلام هدايت فرمود؟! 



بدانيد كه به هنگام مشاهده رسول گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) در كنار حوض، جز بي حيايي نصيب شما نخواهد شد.



و به يقين بدانيد كه نتيجه شقاوت خود را در نابودي آثار پاك آن نبي مكرم(صلي الله عليه وآله وسلم)كه موجب رنجش گرديده است مشاهده خواهيد كرد.



آثار قبور صحابه و امّهات المؤمنين و آل البيت را نابود كرده و قبر آمنه بنت وهب مادر گرامي رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) را با بنزين به آتش كشيديد واثري از آنها باقي نگذاشتيد)(36).







8 - آتش زدن كتابخانه هاي بزرگ



دردناكترين چيزي كه وهّابيّت مرتكب شد و ننگ او براي ابد بر پيشاني آنان باقي است، آتش زدن كتابخانه بزرگ «المكتبة العربيّة» بود كه بيش از 60 هزار عنوان كتاب گرانقدر و كم نظير، و بيش از 40 هزار نسخه خطّي منحصر به فرد داشت، كه در ميان آنها برخي از آثار خطّي دوران جاهليّت، يهوديان، كفّار قريش، و همچنين آثار خطّي علي (عليه السلام)، ابوبكر، عمر، خالد بن وليد، طارق بن زياد، و برخي از صحابه پيامبر گرامي(صلي الله عليه وآله وسلم) و قرآن مجيد به خطّ «عبد اللّه بن مسعود» وجود داشت.



و نيز در همين كتابخانه انواع سلاحهاي رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم)، و بتهايي كه هنگام ظهور اسلام مورد پرستش بود، مانند «لات»، «عُزّي»، «مَناة» و «هُبَل» موجود بود.



«ناصر السعيد» از قول يكي از مورّخان نقل مي كند كه هنگام تسلط وهّابيان، اين كتابخانه را به بهانه وجود كفريّات در آن به آتش كشيده و به خاكستر تبديل كردند(37).







تخريب گرانبهاترين آثار اسلامي مدينه



آل سعود در سال 1344 كه تسلط كامل بر حجاز يافت تمام آثار صحابه را در مدينه نابود كرد، مانند زادگاه امام حسن و امام حسين (عليهما السلام)در مدينه، قبور شهداء بدر، بارگاه ائمّه بقيع: امام حسن، امام سجاد، امام باقر و امام صادق(عليهم السلام)، وبيت الأحزاني كه علي(عليه السلام) براي حضرت زهراء ساخته بود، و مرقد فاطمه بنت اسد مادر امير مؤمنان(عليه السلام).















فهرست



وهابيت و تكفير مسلمين hellip1



ابن تيميه و تكفير مسلمين و قتل آنان hellip1



محمّد بن عبد الوهّاب و تكفير مسلمين و جهاد با آنان hellip1



شهادت به كفر مسلمانان، شرط ورود به آيين وهّابيّت hellip2



فتوي ابن جبرين در كفر شيعه hellip3



اعلام رسمي جهاد بر ضدّ شيعة hellip5



فتواي هيأت عالي افتاي سعودي بر كفر شيعه hellip5



فتواي زرقاوي بر جهاد بر ضد شيعه hellip6



نتيجه شوم تكفير و اعلام جهاد hellip7



1 - قتل و غارت وهابيون در منطقه نجد hellip7



چند سؤال ؟ hellip9



2 - كشتار بي رحمانه شيعيان در كربلا hellip10



3 - قتل عام مردم طائف hellip12



4 - كشتار عمومي علماء اهل سنّت hellip13



5 - خطبه كفر آميز سعود در مدينه منوّره hellip14



6 - انهدام ميراث فرهنگي hellip14



7 - تخريب آثار بزرگان در مكه hellip17



8 - آتش زدن كتابخانه هاي بزرگ hellip19



تخريب گرانبهاترين آثار اسلامي مدينه hellip20







(1) زيارة القبور والاستنجاد بالمقبور: 156، قريب منه في الهديّة السنيّة: 40، انظر كشف الارتياب: 214.



(2) كشف الشبهات: 58، ط. دار القلم ـ بيروت، مجموع مؤلّفات الشيخ محمّد بن الوهاب: 6/115، رسالة كشف الشبهات.



(3) الدرر السنيّة: 1/46، الفجر الصادق لجميل صدقي الزهاوي: 17، كشف الارتياب: 135 نقلا عن خلاصة الكلام: 229 - 330 لدحلان.



(4) السؤال: ما حكم دفع زكاة أموال أهل السنّة لفقراء الرافضة (الشيعة) وهل تبرأ ذمّة المسلم الموكّل بتفريق الزكاة إذا دفعها للرافضي الفقير أم لا ؟



الجواب: لقد ذكر العلماء في مؤلّفاتهم في باب أهل الزكاة أنهّا لا تدفع لكافر ، ولا مبتدع ، فالرافضة بلا شكّ كفار لأربعة أدلة : 



الأول: طعنهم في القرآن ، وإدّعاؤهم أنّه حذف منه أكثر من ثلثيه ، كما في كتابهم الذي ألّفه النوري وسمّاه «فصل الخطاب في إثبات تحريف كتاب ربّ الأرباب» وكما في كتاب الكافي ، وغيره من كتبهم ، ومن طعن في القرآن فهو كافر مكذّب لقوله تعالي : «وإنّا له لحافظون».



الثاني: طعنهم في السنّة وأحاديث الصحيحين ، فلا يعملون بها لأنّها من رواية الصحابة الذين هم كفّار في اعتقادهم، حيث يعتقدون أنّ الصحابة كفروا بعد موت النبي صلي اللّه عليه وسلم إلاّ عليّ وذرّيته ، وسلمان وعمّار ، ونفر قليل ، أمّا الخلفاء الثلاثة، وجماهير الصحابة الذين بايعوهم فقد ارتدّوا ، فهم كفّار ، فلا يقبلون أحاديثهم ، كما في كتاب الكافي وغيره من كتبهم . 



الثالث : تكفيرهم لأهل السنّة ، فهم لا يصلّون معكم ، ومن صلّي خلف السنّي أعاد صلاته بل يعتقدون نجاسة الواحد منّا ، فمتي صافحناهم غسّلوا أيديهم بعدنا ، ومن كفّر المسلمين فهو أولي بالكفر ، فنحن نكفّرهم كما كفّرونا وأولي . 



الرابع : شركهم الصريح بالغلّو في عليّ وذرّيته ، ودعاؤهم مع اللّه ، وذلك صريح في كتبهم ، وهكذا غلوّهم ووصفهم له بصفات لا تليق إلا بربّ العالمين ، وقد سمعنا ذلك في أشرطتهم.



ثمّ إنّهم لا يشتركون في جمعيّات أهل السنّة ، ولا يتصدّقون علي فقراء أهل السنّة ، ولو فعلوا فمع البغض الدفين ، يفعلون ذلك من باب التقيّة ، فعلي هذا، من دفع إليهم الزكاة فليخرج بدلها حيث أعطاها من يستعين بها علي الكفر ، وحرب السنّة ، ومن وكلّ في تفريق الزكاة حرم عليه أن يعطي منها رافضيّاً ، فإن فعل لم تبرأ ذمّته ، وعليه أن يغرم بدلها ، حيث لم يؤدّ الأمانة إلي أهلها ، ومن شكّ في ذلك فليقرأ كتب الردّ عليهم ، ككتاب القفاري في تفنيد مذهبهم ، وكتاب الخطوط العريضة للخطيب وكتاب إحسان إلهي ظهير وغيرها . واللّه الموفق. اللؤلؤ المكين من فتاوي فضيلة الشيخ ابن جبرين ص39.



(5) سايت المنجد، سؤال شماره 10272.



(6) فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء: 3/373 فتوي رقم 3008.



(7) سايت بازتات «BAZTAB.COM»: مورخ 8/3/1384.



(8) رجوع شود به تاريخ نجد: 95، الفصل الثالث، الغزوات، تاريخ آل سعود: 1/31 و تاريخچه نقد و بررسي وهّابيها: 13 ـ 76.



(9) «سار عبد العزيز رحمه الله تعالي غازيا بجميع المسلمين وقصد بلد ثادق ونازلهم وحاصرهم ووقع بينهم قتال وقطع شيئا من نخيلهم فأقام علي ذلك أياما ، وقتل من أهل البلد ثمانية رجال ، وقتل من المسلمين ثمانية رجال». عنوان المجد ، ص 34 . 



(10) «غزا عبد العزيز إلي الخرج فأوقع بأهل الدُلَم وقتل من أهلها ثمانية رجال ونهبوا بها دكاكين فيها أموال . ثم أغاروا علي أهل بلد نَعْجان وقتلوا عودة بن علي ورجع إلي وطنه، ثمّ بعد أيام سار عبد العزيز بجيوشه إلي بلد (ثَرْمَدا) وقتل من أهلها أربعة رجال وأصيب من الغزو مبارك بن مزروع . ثمّ أن عبد العزيز كرّ راجعا وقصد ( الدُلَم ) و ( الخُرْج ) فقاتل أهلها وقتل من فزعهم سبعة رجال وغنم عليهم إبلاً كثيراً . . . غزا عبد العزيز منفوحة وأشعل في زروعها النار ؟ ! وأخذ كثيرا من حللهم وغنم منهم إبلا كثيرا وقتل من الأعراب عشرة رجال». عنوان المجد ، ص 43.



(11) أتوا بلاد حَرْمة في الليل وهم هاجعون . . . فلما انفجر الصبح أمر عبد اللّه علي صاحب بُندق يثورها ، فثوروا البنادق دفعة واحدة فارتجت البلد بأهلها وسقط بعض الحوامل ، ففزعوا وإذا البلاد قد ضبطت عليهم وليس لهم قدرة ولا مخرج . عنوان المجد ، ص 67.



(12) عنوان المجد ، ص 60 - 61 . 



(13) أسد الغابة، ج2، ص 284، فتح الباري، ج8، ص 7.



(14) فتح الباري، ج8، ص15، سنن بيهقي، ج9، ص 118.



(15) براي اطلاع بيشتر رجوع شود به «السلفية بين أهل السنة والإمامية» ص 324. 



(16) تاريخ المملكة السعودية: 3/73.



(17) عنوان المجد في تاريخ نجد: 1/121، حوادث سال 1216.



(18) تاريخچه نقد و بررسي وهّابيها: 162.



(19) مسير طالبي: 408.



(20) ماضي النجف وحاضرها: 1/325.



(21) تاريخ المملكة السعوديّة: 1/92.



(22) الفجر الصادق: 22.



(23) سيف الجبر المسلول علي الأعداء: 2، از شاه فضل رسول قادري.



(24) تاريخ وهّابيان: 33.



(25) همان مصدر: 74.



(26) تاريخ وهّابيان: 107.



(27) بقرة: 248.



(28) نور: 36.



(29) الدرّ المنثور: 6/203.



(30) مروج الذهب: 2/288.



(31) رحلة ابن جبير: 173، جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب «وهّابيّت، مباني فكري وكارنامه عملي» :149 ـ 179، تأليف دانشمند فرزانه و فقيه توانا حضرت آيت اللّه سبحاني.



(32) كشف الارتياب: 27 به نقل از تاريخ «الجبرتي».



(33) قال الرفاعي أحد كبار علماء الكويت: رضيتم ولم تعارضوا هدم بيت السيّدة خديجة الكبري أمّ المؤمنين والحبيبة الأولي لرسول ربّ العالمين صلي اللّه عليه وآله، المكان الذي هو مهبط الوحي الأوّل عليه من ربّ العزّة والجلال، وسكتم علي هذا الهدم راضين أن يكون المكان بعد هدمه دورات مياه وبيوت خلاء وميضات، فأين الخوف من اللّه؟ وأين الحياء من رسوله الكريم عليه الصلاة والسلام. نصيحة لإخواننا علماء نجد» ص 59. تأليف: يوسف بن السيّد هاشم الرفاعي، با مقدمه دكتر محمّد سعيد رمضان البوطي.



(34) قال الرفاعي: حاولتم ولا زلتم تحاولون وجعلتم دأبكم هدم البقعة الباقية من آثار رسول اللّه صلي اللّه تعالي عليه وآله وسلم ألا وهي (البقعة الشريفة التي ولد فيها)، التي هُدمت، ثمّ جُعلت سوقاً للبهائم، ثمّ حولها بالحيلة الصالحون إلي مكتبة هي (مكتبة مكّة المكرّمة). نصيحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.



(35) نصيحة لإخواننا علماء نجد» ص 60.



(36) هدمتم معالم قبور الصحابة وأمّهات المؤمنين وآل البيت الكرام رضي اللّه عنهم وتركتموها قاعاً صفصفاً وشواهداً حجارة مبعثرة لا يُعلم ولا يُعرف قبر هذا من هذا بل سُكب علي بعضها البنزين فلا حول و لاقوّة إلاّ باللّه. ثمّ ذكر في الهامش: قبر السيدّة آمنة بنت وهب أم الحبيب المصطفي نبيّ هذه الأمّة(صلي الله عليه وآله وسلم). نصيحة لإخواننا علماء نجد: 38.



(37) جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب تاريخ آل سعود: 1/158، كشف الارتياب: 55، 187، 324، أعيان الشيعة: 2/7، الصحيح من سيرة النبيّ الأعظم: 1/81 و آل سعود من أين إلي أين: 47.

 

www.valiasr-aj.com

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 70
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 18
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 30
  • بازدید ماه : 36
  • بازدید سال : 73
  • بازدید کلی : 3,060