close
تبلیغات در اینترنت
نقدي بر سريال مسافر ري
loading...

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)

نقدي بر اولين قسمت سريال مسافر ري پس از دستور متوكل براي خراب كردن حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) مأمورين حكومتي در كربلا حاضر مي شوند: يكي از زائريني كه از قم به زيارت حضرت آمده بود خطاب به مأمور حكومتي مي گويد: اين جماعت زوار فرزند پيامبرند! مأمور حكومتي مي گويد: مگر پيامبر…

نقدي بر سريال مسافر ري

m.ali_qasemi بازدید : 9 سه شنبه 23 آذر 1395 نظرات ()

نقدي بر اولين قسمت سريال مسافر ري






پس از دستور متوكل براي خراب كردن حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) مأمورين حكومتي در كربلا حاضر مي شوند: يكي از زائريني كه از قم به زيارت حضرت آمده بود خطاب به مأمور حكومتي مي گويد: اين جماعت زوار فرزند پيامبرند! مأمور حكومتي مي گويد: مگر پيامبر فرزندي هم داشت؟ ديگر مأمور حكومتي پاسخ مي دهد: يكي داشت در طفوليت مرد!...






اين بخش شبهه اي را كه از دير باز مخالفان اهل بيت از قبيل حجاج بن يوسف سفّاك معروف مبني بر عدم انتساب فرزندان حضرت صديقه طاهره به حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) القاء مي كردند، در اذهان بيننده تداعي مي كنند بدون آنكه به پاسخ آن اشاره شود.




كه بهتر بود از زبان يكي از زائران به پاسخهايي كه به اين قضيه داده شده اشاره مي شد مانند انتساب حضرت عيسي از طريق حضرت مريم به يعقوب سلام اللّه عليهم:ط «ومن ذريّته داود وسليمان وأيّوب ويوسف وموسي وهارون وكذلك نجزي المحسنين * وزكريّا ويحيي وعيسي وإلياس كلّ من الصالحين. × پاورقي: انعام:85. 



همانطوري كه در پاسخ حضرت كاظم (عليه السلام) به هارون آمده: طمَنْ أبو عيسي ؟ فقال : ليس لعيسي أب . فقلت : إنّما ألحقناه بذراري الأنبياء عليهم السلام من طريق مريم عليها السلام وكذلك ألحقنا بذراري النبي صلي اللّه عليه وآله من قبل أمّنا فاطمة. × پاورقي: الاحتجاج: 2 / 164. 








مأمور حكومتي خطاب به زائران: شما همه از دم مشركيد، و اگر توبه كرديد، كه هيچ در امانيد و اگر توبه نكرديد، سر و كارتان با زندان است و... اين كلنك و اين شما و اين هم خانه شرك چند كلنگ بزنيد خلاص شويد، شما قمي ها كه شيعه امامي هستيد تقيه را جايز مي دانيد.






در اين بخش چند اشكال به نظر مي رسد:




1 - موضوع شرك شمردن زيارت و توسل به ائمه (عليهم السلام)، از قرن هفتم و هشتم توسط ابن تيميه بنيانگذار وهابيت مطرح و قبل از آن سابقه اي نداشت؛ بلكه ائمه اطهار و بزرگان صحابه و تابعين و سيره متشرعه بر زيارت وتوسل بوده و هست، بلكه در كتب فريقين آمده است كه كه خود رسول اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) به زيارت قبور مي رفته اند.




2 - طرح اين چنين مسائلي جز خدمت به وهابيت و ايجاد شبهه در اذهان بيننده نيست، بويژه براي كساني سابقه ذهني از تبليغ وهابيت دارند.




3 - موضوع انتساب تقيه به شيعه امامي نيز يك نوع ترويج از شبهه اي است كه از دير زمان علماء اهل سنت به شيعه نسبت داده اند وحال آنكه تقيّه در قرآن كريم مورد تأييد قرار گرفته و در اسلام موجود بوده و هست.




4 - از همه مهم تر اينكه اين مسائل از طريق رسانه عمومي مطرح مي شود بدون آنكه هيچگونه پاسخي براي آن در نظر گرفته شده باشد.






يكي از زائران: اين خانه مقدس است !



مأمور حكومتي : يا مقدس هست يا نيست، اگر مقدس باشد كلاغي، گنجشگي، چيز ديگري مي فرستد و با ما كه لشگر ابرهه باشيم بجنگد و اين شترهاي نر را به بلعند، شايد كه آسمان غرنبه اي شد و صاعقه اي آمد وهمه ما سنگ شديم خوب! در اين صورت شما فاتحيد و روسفيد.



اما اگر ما به حق باشيم طرفة العيني خانه شرك مي جنبد و با خاك يكسان مي شود، آنوقت شما مغلوبيد و روسياه، خود دانيد.



يكي از زائران: براي مشتي سنگ و خاك خودمان را هلاك نكنيم.



يكي ديگر از زائران: اگر مثل مختار در ميان ما بود مي جنگيديم.



يكي ديگر از زائران: محمد حنفيه كه در كربلا نبود!!



مأمور حكومتي: معلوم مي شود كه شيعيان كيساني عاقل ترند، شك نكنيد، كاري كنيد كه امامتان كرد، محمد حنفيه برادر حسين بود، اما در كربلا غائب بود، چرا؟ چون مي دانست حسين نمي تواند معجزه كند، سپاه مور و ملخ را در هم بشكند.






در اين بخش اشكالات متعدد وجود دارد:




1 - اطلاق خانه شرك به حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) اگر چه از زبان مخالف باشد صحيح نيست اثرات منفي در ذهن بيننده ايجاد مي كند.




2 - همانگونه اي كه در اشكالات بخش قبل اشاره رفت موضوع اطلاق شرك به زيارت ائمه (عليهم السلام) از قرن هفتم و هشتم هجري آغاز شده و سابقه تاريخي ندارد.




3 - قداست اعتقادات شيعه و حرم مطهر امام حسين (عليه السلام) را متوقف به بلاي فوري آسماني نمودن، كاملا اشتباه و خلاف است و در اذهان بيننده اثر نا مطلوبي مي گذارد، به تعبير حضرت آيت اللّه ميلاني پس از مشاهده فيلم: بيننده را نسبت به ارتكاب معاصي متجري مي كند و در ذهن او اين چنين تداعي مي شود، كه وقتي تخريب حرم مطهر حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) كه توهين به حضرت است و موجب كفر، عامل گرفتاري نشود پس معلوم نيست كه ارتكاب ساير گناهان و معاصي نيز عامل عذاب الهي شود.




4 - وجمله «اما اگر ما به حق باشيم طرفة العيني خانه شرك مي جنبد و با خاك يكسان مي شود، آنوقت شما مغلوبيد و رو سياه» و پس از آن تخريب حرم مطهر، موجب تزلزل اعتقادات مذهبي بيننده بويژه طبقه جوان مي شود.




5 - مطلبي كه از قول زائر شيعه قمي نقل مي كند: «براي مشتي سنگ و خاك خودمان را هلاك نكنيم»، نشانگر عدم اعتقادات صحيح زائر قبر مطهر مي باشد و از نظر فني با اعتقادات كسي كه مشقت راه بسيار دور را تحمل كرده سازگاري ندارد؛ بلكه اهانت است به زوّار قبور ائمه اطهار عليهم السلام و بي ارزش جلوه دادن زيارت آنها.




6 - ازهمه بالاتر، اين عبارت با واقعيت تاريخ منافات دارد كه شيعيان حاضر بودند به بهاي قطع دست و پا و... به زيارت حضرت سيد الشهداء مشرف شوند.




7 - مطرح كردن نام محمد حنفيّه و علت نبودن وي در كربلا، اعتقاد او به عدم صدور معجزه از حضرت سيد الشهداء، و... گذشته از اينكه مخالف با واقعيت است و عامل بدبيني بيننده به او مي شود، زمينه تزلزل معتقدات مذهبي بيننده را فراهم مي سازد و اين موضوع را تلقي مي كند كه اعجاز و عدم آن، نشانه حق و باطل بودن هر چيز است.






عبد العظيم حسني مي گويد: آي كور باطن مطمئن باش، قبر حسين را خراب كني نه سنگ مي شوي و نه با لشگر ابابيل طرفي، قبر حسين كعبه نيست، شمر كه صاحب اين قبر را سر بريد سنگ شد؟



اولاد علي اگر با كمك غيب مبلغ دين جدشان باشند كه كاري براي خدا نكرده اند!معجزه بالاتر از عاشورا! وقتي كه يك تنه در مقابل سپاه هزار هزار بايستي و سر سوزن نترسي وشك نكني معجزه كردي!معجزه حسين يعني همين كه خليفه عباسي با اين همه دبدبه و كبكبه اش از خوف قبرش خواب و خيال راحت ندارد.






اولاً: اين بخش كه از زبان عبد العظيم حسني بيان مي شود، نشان مي دهد كه نويسنده فيلمنامه اصلاً با معارف اسلامي و نحوه دفاع از معتقدات صحيح مذهب شيعه هيچگونه آشنايي ندارد.




بيننده از خود مي پرسد: مگر بنا بود شمر پس از قتل امام حسين (عليه السلام) بلافاصله به سنگ مبدل شود؟ راستي چرا نشد؟ آيا اين با حق بودن امام حسين چگونه سازش دارد؟ وقتي گناهي مانند قتل فرزند پيامبر عواقب خطرناكي نداشته باشد، پس سرنوشت ديگر گناهان بزرگ چه مي شود، و ده ها سؤال ديگر ؟؟؟




وثانياً: عبارت: «قبر حسين كعبه نيست» با معارف شيعه و روايات متعددي در ارزش جايگاه والاي حرم مقدس حسيني وارد شده، چقدر همخواني دارد؟




آيا طرح اين چنين جملات از زبان سريال، در جامعه امروز كه شاهد تبليغات گسترده وهابيت بر ضد فرهنگ شيعه هستيم به صلاح شيعه و نظام مقدس جمهوري اسلامي هست؟




آيا عبارت «اولاد علي اگر با كمك غيب، مبلغ دين جدشان باشند كه كاري براي خدا نكرده اند» موجب تزلزل اعتقادات بيننده بويژه عوام، نسبت به آنچه كه اخبار از مغيبات از ائمّة معصومين (عليهم السلام) شنيده است نمي شود؟




وتكليف روايات متعددي كه نشانگر اخبار از غيب، در راستاي هدايت بندگان وارد شده، چه مي شود؟




و اصلاً عبارت اين چنيني در اينگونه سريالها چقدر بار مثبت دارد؟ و در مقايسه با اثرات منفي آن چقدر مصلحت انديشي شده است؟




وثالثاً: عبارت: «معجزه بالاتر از عاشورا! وقتي كه يك تنه در مقابل سپاه هزار هزار بايستي و سر سوزن نترسي وشك نكني معجزه كردي»




تحليلي نا درستي از قيام حسيني است.




و اين عبارات چه پيامي از قيام حضرت به بينندگان تلقي مي كند؟




و آيا اين سؤال براي بيننده پيش نمي آيد كه يك تنه در برابر هزاران سپاهي ايستادن، چگونه معجزه اي است؟




و بينندگان چه درسي از اين چنين تحليل از فلسفه قيام حضرت مي گيرند؟ و راستي اثرات مثبت و منفي اين چنين تعابير لحاظ شده است؟




اين بخش از فيلم بهترين موقعيت بود كه از زبان عبد العظيم حسني به قسمتي از فلسفه قيام حضرت سيد الشهداء در جهت احياء شريعت نبوي و جنايات بنو اميه اشاره بشود، و برخي از اثرات ارزنده شهادت حضرت در طول 80 سال گذشه و علت وحشت بني العباس از توجه مردم به اهل بيت و زيارت حضرت سيد الشهداء و انگيزه تخريب حرم مطهر حضرت بيان مي شد.






يكي از زشت ترين صحنه فيلم آن قسمتي است كه طنابهايي را كه يك طرفش به ستون هاي حرم گلي امام حسين (عليه السلام) ويك طرف ديگر به شتران نر بسته شده، با حركت شتران، ساختمان حرم فرو مي ريزد و با خاك يكسان مي شود.






اوّلاً: به تعبير جناب آقاي ميلاني خراب كردن حرم امام حسين (عليه السلام) آنهم بعد از كلماتي كه از زبان مأمور متوكل: «اما اگر ما به حق باشيم طرفة العيني خانه شرك مي جنبد و با خاك يكسان مي شود، آنوقت شما مغلوبيد و رو سياه» اثرات بسيار بدي در روحيه بيننده مي گذارد و با مقدسات آنان بازي مي كند.




وثانياً: اين كار با واقعيت تاريخي منافات دارد و در هيچ مصدري از مصادر شيعه و سني به تخريب حرم توسط شتر آنهم به اين وضع، اشاره نرفته است.




و بنا به نقل مسعودي، ديزج مأمور متوكل عباسي افرادي را براي تخريب حرم مطهر بسيج كرد و به آنان وعده بخشش فراوان داد، ولي هيچيك جرئت نكردند وخود بيلي به دست گرفت و به هدم آثار برجسته قبر اقدام كرد و آنگاه ساير كارگران با وي به همكاري برخواستند. پاورقي: مروج الذهب ج 2 ص 401، مرقد الإمام الحسين (عليه السلام) ص 131، كشف الارتياب ص 309، تتمة المنتهي ص 239. 



و بنا به نقل مرحوم شيخ بهايي: متوكل عباسي خواست كه كسي بزيارت قبر آنحضرت نرود آب را در آنجا سرداد تا قبر آنحضرت را خراب كند آب چون بحوالي قبر رسيد بر بالاي يكديگر جمع شده پيش نرفت وحيران واربر دور آن بايستاد. پاورقي: جامع عباسي ص 177. 



در رابطه با قضيه بستن آب به قبر مطهر حضر مي توان به كتب ذيل مراجعه كرد:پاورقي: الذكري، از شهيد اول ص 257، مدارك الأحكام ج 4 ص 470، ذخيرة المعاد از محقق السبزواري ج 2 ص 413، الحدائق الناضرة، ج 11 ص 464، جواهر الكلام، ج 14 ص 340، مصباح الفقيه حاج آقا رضا همداني، ج 2 ق 2 ص 761، مناقب آل ابي طالب ابن شهر آشوب، ج 2 ص 53، ج 3 ص 221، بحار الأنوار ج 45 ص 401. 



و بنا به نقل شيخ طوسي از قول عمر بن فرج كه مي گويد: ط عن عمر بن فرج ، قال: أنفذني المتوكّل في تخريب قبر الحسين ( عليه السلام ) فصرت إلي الناحية ، فأمرت بالبقر فمرّ بها علي القبور ، فمرّت عليها كلّها ، فلمّا بلغت قبر الحسين ( عليه السلام ) لم تمرّ عليه. قال عَمّي عمر بن فرج: فأخذت العصا بيدي ، فما زلت أضربها حتي تكسرت العصا في يدي ، فو اللّه ما جازت علي قبره ولا تخطته. قال لنا محمد بن جعفر: كان عمر بن فرج شديد الإنحراف عن آل محمد ( صلي الله عليه وآله ) فأنا أبرأ إلي اللّه منه. × پاورقي: الأمالي للطوسي ص 325، بحار الأنوار ج 45 ص 398. 



و مرحوم بحراني مي نويسد:
ط وأمرت بطرح التراب عليه وأطلقت عليه الماء وأمرت بالبقر لتمخره وتحرثه ، فلم تطأه البقر وكانت إذا جاءت إلي الموضع رجعت عنه، فحلفت لغلماني باللّه وبالايمان المغلّظة ، لئن ذكر أحد هذه لأقتلنّه. × پاورقي: العوالم ، الامام الحسين (ع) ص 724. 



و همچنين مرحوم علامه مجلسي و مرحوم بحراني قضيه تخريب آثار قبر مطهر حضرت از قول بهلول اين چنين نقل مي كنند: ط وكلّما أجروا عليه الماء غار ، وحار واستدار بقدرة العزير الجبار ، ولم يصل قطرة واحدة إلي قبر الحسين عليه السلام وكان القبر الشريف إذا جاءه الماء يرتفع أرضه بإذن اللّه تعالي فتعجبّ زيد المجنون ممّا شاهده وقال : انظر يا بهلول يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفواههم ويأبي اللّه إلّا أن يتم نوره ولو كره المشركون قال : ولم يزل المتوكّل يأمر بحرث قبر الحسين عليه السلام مدّة عشرين سنة والقبر علي حاله لم يتغيّر ، ولا يعلوه قطرة من الماء ، فلمّا نظر الحارث إلي ذلك قال : آمنت باللّه وبمحمد رسول اللّه واللّه لأهربنّ علي وجهي وأهيم في البراري ولا أحرث قبر الحسين ابن بنت رسول اللّه وإنّ لي مدّة عشرين سنة أنظر آيات اللّه واشاهد براهين آل بيت رسول اللّه ولا أتّعظ ولا أعتبر. × 


اي كاش اين داستان در فيلم به تصوير كشيده مي شد (البته اگر با روحيه روشنفكر مآبانه نويسنده و كارگردان فيلم سازگاري داشت) كه گذشته از آن كه با شنيده هاي توده مردم مطابقت داشت، اثر ارزنده اي در ذهن بيننده مي گذاشت.




و ابن شهر آشوب در مناقب مي نويسد: ط وروي جماعة من الثقات أنّه لمّا أمر المتوكّل بحرث قبر الحسين وأن يجري الماء عليه من العلقمي أتي زيد المجنون وبهلول المجنون إلي كربلا فنظرا إلي القبر وإذا هو معلّق بالقدرة في الهواء . فقال زيد : ( )(يريدون ليطفئوا نور اللّه بأفواههم ويأبي اللّه إلّا أن يتمّ نوره ولو كره الكافرون ( ) وذلك إنّ الحراث حرث سبع عشر مرّة والقبر يرجع علي حاله ، فلمّا نظر الحراث إلي ذلك آمن باللّه وحل البقر ، فأخبر المتوكّل فأمر بقتله. × پاورقي: مناقب آل ابي طالب ج 3 ص 221. 



ابو الفرج اصفهاني كه خود از دودمان اموي است انگيزه تصميم متوكل بر نابودي آثار قبر سيد الشهدا (عليه السلام) اين چنين بيان مي كند:
ط كان السبب في كرب قبر الحسين أنّ بعض المغنّيات كانت تبعث بجواريها إليه قبل الخلافة يغنّين له إذا شرب ، فلمّا وليها بعث إلي تلك المغنّية فعرف أنّها غائبة ، وكانت قد زارت قبر الحسين ، وبلغها خبره ، فأسرعت الرجوع ، وبعثت إليه بجارية من جواريها كان يألفها ، فقال لها : أين كنتم ؟ قالت : خرجت مولاتي إلي الحج وأخرجتنا معها وكان ذلك في شعبان ، فقال : إلي أين حججتم في شعبان ؟ قالت : إلي قبر الحسين فاستطير غضباً ، وأمر بمولاتها فحبست ، واستصفي أملاكها ، وبعث برجل من أصحابه يقال له : الديزج ، وكان يهوديّاً فأسلم ، إلي قبر الحسين ، وأمره بكرب قبره ومحوه وإخراب كلّ ما حوله ، فمضي ذلك وخرب ما حوله ، وهدم البناء وكرب ما حوله نحو مائتي جريب ، فلمّا بلغ إلي قبره لم يتقدّم إليه أحد ، فأحضر قوماً من اليهود فكربوه. وأجري الماء حوله ، ووكل به مسالح بين كل مسلحتين ميل ، لا يزوره زائر إلا أخذوه ووجّهوا به إليه. × 

و از محمد بن الحسين الاشناني نقل مي كند: ط وقد قلع الصندوق الذي كان حواليه وأحرق ، وأجري الماء عليه فانخسف موضع اللبن وصار كالخندق ، فزرناه وأكببنا عليه فشممنا منه رائحة ما شممت مثلها قطّ كشي من الطيب ، فقلت للعطار الذي كان معي : أيّ رائحة هذه ؟ فقال : لا واللّه ما شممت مثلها كشي من العطر ، فودعناه وجعلنا حول القبر علامات في عدّة مواضع فلمّا قتل المتوكّل اجتمعنا مع جماعة من الطالبيّين والشيعة حتي صرنا إلي القبر فأخرجنا تلك العلامات وأعدناه إلي ما كان عليه. × پاورقي: مقاتل الطالبيين ص 395. 



مرحوم شيخ طوسي در امالي ومرحوم ابن شهر آشوب در مناقب داستان شگفتي در رابطه با تخريب حرم مطهر حضرت سيد الشهداء نقل مي كنند كه اگر به تصوير كشيده شود بهترين اثر را در اذهان بيننده مي گذاشت:
ط أخبرنا ابن خشيش ، قال : حدّثنا محمد بن عبد اللّه ، قال : حدّثنا سعيد بن أحمد بن العراد أبو القاسم الفقيه ، قال : حدّثني أبو برزة الفضل بن محمد بن عبد الحميد ، قال : دخلت علي إبراهيم الديزج ، وكنت جاره ، أعوده في مرضه الذي مات فيه ، فوجدته بحال سوء ، وإذا هو كالمدهوش وعنده الطبيب ، فسألته عن حاله ، وكانت بيني وبينه خلطة وأنس يوجب الثقة بي والإنبساط إليّ، فكاتمني حاله ، وأشار لي إلي الطبيب ، فشعر الطبيب بإشارته ، ولم يعرف من حاله ما يصف له من الدواء ما يستعمله ، فقام فخرج وخلا الموضع ، فسألته عن حاله فقال : أخبرك واللّه واستغفر اللّه أنّ المتوكل أمرني بالخروج إلي نينوي إلي قبر الحسين ( عليه السلام ) ، فأمرنا أن نكربه ونطمس أثر القبر ، فوافيت الناحية مساء معنا الفعلة والروز كاريون معهم المساحي والمرور، فتقدّمت إلي غلماني وأصحابي أن يأخذوا الفعلة بخراب القبر وحرث أرضه ، فطرحت نفسي لمّا نالني من تعب السفر ونمت ، فذهب بي النوم فإذا ضوضاء شديدة وأصوات عالية ، وجعل الغلمان ينبّهونني ، فقمت وأنا ذعر، فقلت للغلمان : ما شأنكم ؟ قالوا : أعجب شأن . قلت : وما ذاك ؟ قالوا : إنّ بموضع القبر قوماً قد حالوا بيننا وبين القبر ، وهم يرموننا مع ذلك بالنشاب ، فقمت معهم لأتبيّن الأمر ، فوجدته كما وصفوا ، وكان ذلك في أوّل الليل من ليالي البيض فقلت : إرموهم ، فرموا فعادت سهامنا إلينا ، فما سقط سهم منها إلّا في صاحبه الذي رمي به فقتله ، فاستوحشت لذلك وجزعت وأخذتني الحمي والقشعريرة ، ورحلت عن القبر لوقتي ووطنت نفسي علي أن يقتلني المتوكّل لما لم أبلغ في القبر جميع ما تقدّم إليّ به . قال أبو برزة : فقلت له : قد كفيت ما تحذر من المتوكّل ، قد قتل بارحة الأولي وأعان عليه في قتله المنتصر ؟ فقال لي : قد سمعت بذلك وقد نالني في جسمي ما لا ارجو معه البقاء . قال أبو برزة : كان هذا في أول النهار ، فما أمسي الديزج حتي مات. × پاورقي: الأمالي ص 326 ح 654، مناقب آل أبي طالب ج 3 ص 221. 






گفتگوي متوكل با مادر خويش




و پس از ويران كردن آثار قبر مطهر حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) ، مادر متوكل به وي اعتراض مي كند و متوكل خطاب به مادرش مي گويد:






اما قبر حسين شده بود مركز فتنه عليه ما ... علوي ها بدعتهاي خودشان حساب نيست؟ سر تا پا شركند، در اذان علياً ولي اللّه، علي ولي خدا است، بر خاك اولاد علي سجده مي كنند، قبر اولاد علي را مثل كعبه مي پرستند، وطواف مي كنند. بدعت در دين شرك است، چه علوي چه اموي چه عباسي، من خليفه مكلفم با شرك بجنگم.






اوّلاً: اين عبارتها خلاف واقعيت و تحريف تاريخ است چون در عصر متوكل، در اذان شيعيان شهادت ثالثه مطرح نبود.




وثانياً: اتهام شرك به خاطر توسل و زيارت قبور ائمّة (عليهم السلام) در ميان نبود.




وثالثاً: مبارزه متوكل با اهل بيت (عليهم السلام) بخاطر بدعت در دين و شرك نبود.




ورابعاً: مطرح كردن اين مسائل بدون آنكه پاسخي به آن داده شود، جز تقويت تهاجم فرهنگي وهابيت بر ضد فرهنگ شيعه چيز ديگري نيست!!






مادر متوكل: مگر يادت نداده اند: بدعت در سه اصل است: توحيد، نبوت، معاد، علوي علي را ولي خدا مي داند، يا شريك خدا؟






در اين بخش بايد گفت: اي كاش نويسنده و كارگردان فيلم، به مقدار سر سوزن فكر خود را به كار مي انداخت و اين عبارت بي ربط و بي معني و خنده آور و خلاف واقعيت را در مقام دفاع از القاء شبهات ،از زبان مادر متوكل بيان نمي كرد.




و سخيف تر از اين عبارتي است كه از زبان متوكل بيان مي شود:






اولاد علي صاحب كرامتند؟ اتصال به وحي دارند؟ معجزه مي كنند؟ اينها بدعت در نبوت نيست.






و اي كاش نويسنده فيلم به كتابهاي لغت فارسي در رابطه با معناي بدعت نگاه مي كرد، و بعد اين عبارت را در فيلمنامه مي گنجاند. و بعد مادر متوكل مي گويد:






هادي ((عليه السلام)) ادعا كرده معجزه مي كند، جرئيل بر او نازل مي شود؟

متوكل پاسخ مي دهد: خودش نه، اما همه مريدان او به اعجاز او معترفند.




مادر متوكل: جعفر، مريدان و پيروان كاسه داغتر از آشند، بر پايه اعتقاد مريدان نمي تواني امام را متهم كني




 


 






آيا نويسنده و كارگردان فكر نكرده مسأله انكار اعجاز و كرامات ائمّة (عليهم السلام) اگر چه از زبان متوكل و مادر او باشد، چه اثرات مخرّبي در اذهان بيننده بويژه نوجوانان و كودكان مي گذارد و اعتقاد آنان را نسبت به كرامات و معجزاتي كه از ائمّة (عليهم السلام) شنيده اند، متزلزل مي كند؟!!




و آيا اين فكر را به آنان تلقين نمي كند كه تمام اين معجزات و كرامات ساخته و پرداخته مريداني است كه كاسه داغ تر از آش هستند و واقعيت ندارد؟




 




 




 






نظر حضرت آيت اللّه سبحاني پيرامون سريال




«مسافر ري»




اين مطالب كه در فيلم آمده القاء شبهه است و نبايد در فيلم بيايد وقابل جبران نيست چون شبهه در دل بچه هاي دبستاني ودبيرستاني مي رود ولي جواب را نمي فهمند و شبهه مي ماند.




و اين تعبير كه اگر شما حق باشيد كلاغي و گنجشگي از آسمان بيايد و ما را هلاك كند، اين حرف عوامانه است كه هر كجا حق بود بلا بيايد پس در جنگ احد كه پيامبر شكست خورد و از آسمان بلا نيامد او حق نبود.




و سنت خدا اين نيست كه ظالم را به هنگام ظلم گرفتار كند، بلكه خداوند مهلت مي دهد.




جلوي پخش اين فيلم را بايد بگيرند و شب سه شنبه آينده پخش نكنند بلكه اين فيلم را بسوزانند، زيرا مطالبي در اين فيلم آمده كه اصلاً قابل جبران نيست.




اين كلمات شرك و بدعت را خيلي از مردم نشنيده اند و تا ما بياييم اين شبهه را از دل آنها بيرون كنيم بسيار سخت است.




و بايد اين فيلم را بسوزانند تا كپي برداري هم نشود و پس از اين نيز به اين افراد اجازه ساختن چنين فيلمهايي ندهند.




اصلاً اين ... نبايد متصدي اين فيلمهاي مذهبي باشند، اينها نمي توانند فيلمهاي سكسي درست كنند، روي آورده اند به فيلمهاي مذهبي و خراب مي كنند، اينها سوء نيّت ندارند ولي اطلاعات كافي در اين زمينه ندارند.




چرا كلمه بدعت و شرك به كار مي برند، بگويند اينها فتنه و فساد مي كنند و عليه حكومت قيام مي كنند.




 




نظريه حضرت آيت اللّه ميلاني




اوّلا: در اين فيلم شبهاتي القاء شد وبدون جواب مانده.




وثانياً: نسبتهاي ناروايي به ائمّة اطهار و مكتب امامي داده شده و تهمتهايي زده شده.




وثالثا: به بخشي از عقائد شيعه و احكام شرعيّه تمسخر شده.




اين فيلم خطرناك است وبه عقائد عمومي ضرر مي رساند ... علماء بزرگ ما به همه اين قضايا متعرض شده اند، و بيان كرده اند، ولي عموم مردم نمي دانند وذكر اينها در فيلم بدون جواب ونقد جائز نيست و حتي اگر احتمال دهيم فقط يك نفر در اثر اين فيلم گمراه شود براي تحريم آن كافي است. مگر آنكه به نحوي اصلاح شود، خلاصه: پخش اين فيلم در وضع موجود قطعاً جائز نيست

برچسب ها مقاله , ولی عصر ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 70
  • کل نظرات : 3
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 3
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 1
  • بازدید امروز : 52
  • باردید دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 64
  • بازدید ماه : 70
  • بازدید سال : 107
  • بازدید کلی : 3,094